آرام باش عزیز من،
آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب،
برق و بوی نمک،
ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم،
چشم‌های مان را می‌بندیم،
همه جا تاریکی است،
.
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری،
طالع می شود
...
.
شمس لنگرودی
 
 
عذرای عزیزم امیدوارم غم آخرت باشه نمیتونم بگم ناراحت نباش چون نمیشه ولی به این فکر کن که خدا از همه چیز و همه کس مهربون تره از خدا میخوام بهترین ها رو نثار پدر عزیزت کنه.