بازی وبلاگی

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است.پشت سر هر آنچه که دوستش می داری و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی بهتر است بالاتر را نگاه نکنی زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است.اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح خدا چندان کاری به کارَت ندارد اجازه می دهد که عاشقی کنی تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . . اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی خدا با تو سختگیرتر می شود هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر بیشتر باید از خدا بترسی زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری خدا هم گامی در غیرت برمی دارد تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد.معشوقت ، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد.معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است.ناامیدی ازاینجا و آنجا ناامیدی از این کس و آن کس ناامیدی از این چیز و آن چیز.تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت حتی قطره ای هم هدر نرفته است خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای پس به پاس این ؛قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر . راستی : اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
عرفان نظرآهاری
سلام.
اوایل انقلاب!!یک عدد بازی جالب انگیزناک توسط یکی از دوستان اختراع شده بود(که یادم نمیاد توسط چه کسی!!) و اونم این که باید لینک های بلاگمون رو معرفی می کردیم.ما هم حالا که امتحان ها را داده ایم و بیکاریم!!و برای این که فضای بلاگ جانمان را یکم شادتر کنیم گفتیم این بازی را بانجامیم:
آقایان:
شاید کمی ساده تر:دانشجوی پزشکی ترم ۴.عاشق غذا!!استعداد بالایی در نویسندگی دارن(سردبیر مجله کنکاش در دانشکدشان یا به قول خودشون جنگلشان می باشند!!بین خودمون بمونه ما هرجور شده کنکاش رو گیر آوردیم و خوندیم و کلی به خودمان!! افتخار کردیم که همشهری و همکار آیندشون هستیم).نوع نوشته هاشون هم بیشتر ادبیه و توانایی بالایی در نقد و بررسی مسایل سیاسی اجتماعی دارن.
آخ دندونم:دانشجوی دندانپزشکی که دیگه فکر کنم آخراشه(خوشبحالتووون).معروف به یدالله خان و عمو بهزاد : ).هردفعه که بلاگشون رو می خونم کلی انرژی مثبت به سر و صورتم می خوره و وقتی دارم کامنت می ذارم نیشم تا زیر گوشم بازه!!تجربه ای بس طولانی در خوردن ساقه طلایی دارن : )
روزنوشتم:جناب آقای مهندس شهاب حسینی.مهندس مکانیک.روزمرگی های زندگی رو بسیار جالب و خواندنی توصیف می کنن.علاقه زیادی هم به کوهنوری دارن.و به نظر ایشون نام و تحصیلات و غیره مهم نیست "مهم اینست که اگر با هم بودن را ارزشی هست ، پس با هم باشیم مهم اینست که اگر حرف درستی شنیدیم ، به دیگران هم ،بگوییم مهم اینست که ببینیم سخن چیست نه از کیست !"
پزشک بارونی:دانشجوی پزشکی.این طور که ما می دانیم ایشون همواره از ترم اول الف می باشند و بسی درس خوانند و نگران علوم پایه!بیشتر از خاطرات دانشگاهی می نویسند به زبان طنز!قبلا از شکلک استفاده می کردند و الان نه(گفتم که باز استفاده کنی دکتر : ))
قلم انسان نما:که اگه دکتر بهزاد تو بلاگشون نمی گفتن نمی دونستم ترم اولی هستن یعنی خیلی بالاتر از سنشون نشون میدن : ) البته ترم اولی خیلی هم خوبه هااا هرچند که ما دیگه شدیم ترم دومی تموم شد : ) و بیشتر به سبک طنز خاطرات و وقایع روزانشون رو می نویسند.
دلبستگی:همشهری خوب و سبز اندیشم که بلاگشون رو چندین و چند بار ف ی ل ت ر کردن.نوشته هاشون هم بیشتر سی ا سیه و خوشحالم که باز می نویسن.
منو برق گرفته:که به تازگی با بلاگشون آشنا شدم و از همین جا برای صدمین بار فکر کنم دعا می کنم که ان شاا... به قول خودشون برق شیرییییف قبول شن(البته ارشدش).بلند بگو آمین
خانم ها:
ژوژمان:سارا جونم.دانشجوی پزشکی.دوست حقیقی مجازی خودم.که هرچی من راجعش بگم بازم کمه.مهربون بااحساس خوش خط : ) خانوم دکتر : ) با اطلاعات عمومی بسیار بالا.به قول خودش در هیچ چهارچوب خاصی نمی نویسه و عکس های بی تهایت زیبایی هم تو پست هاش می ذاره و قراره به زودی آپ کنه.تا کید می کنم قراره به زودی آپ کنه.مگه نه سارا؟!
زندگی جاریست:عذرا جوووونم.دانشجوی ارشد شیمی.بسیار مودب و مومن.بیشتر مطالب آموزنده تو بلاگشون می ذارن و گاهی از خاطرات دانشجویی شان می نویسند و ما هروقت می ریم بلاگشون کلی چیز میز خوب یاد می گیریم و گاهی وقت ها هم تو بحث با دوستان دیگرمون از مطالبشون استفاده می کنیم بقیه هم فکر می کنن که مثلا ما خیلی بلدیم و اینا.ایشون از یک چیز متنفرند و اون چیزی نیست بجز بلاگفا
خفاخانه:منیژه عزیزم.استاد دانشگاه مهربون! که جاشون بی نهایت خالیه و دلم واسش خیلی خیلی تنگیده و امیدوارم که زود زود برگرده.منیژه هم مثل سارا تو چهارچوب خاصی نمی نویسه و این که دلم برااااش تنگ شده دیگگههه
یک دانشجوی پزشکی:خانوم دکتر عزیزم دانشجوی پزشکی در مقطع فیزیوپات و بسیار پرتلاش و منطقی و دور از خانه.که هی من رو دلداری می دادن به خاطر دوری از ولایت و بعد من ایشون رو دلداری می دادم : ) و در آخر پست هاشون بی ربط نوشته های خوشگلی!! می ذارن.و ما بسیار خوشحالیم که دوست مجازی و عزیزی مثل ایشون داریم.
دندانپزشک متین:متین بانو.دانشجوی دندانپزشکی.بسیار بسیار خوش برخورد پرانرژی و مهربان که من افتخار این رو داشتم که از نزدیک متین جونم رو ببینم که منی که به سختی معمولا با کسی دوست میشم ولی تو همون چند ساعت با متین احساس نزدیکی می کردم و امیدوارم باز هم یه قراری بذاریم تا ببینمش که دلم واسش یه ذره شده .یه مدتیه که به خاطر امتحانات نیست و ۱۸ام امتحانش رو تموم می کنه ان شاا... و بی صبرانه منتظرشیم.بیشتر به سبک طنز و حس نوشته های بسیار بااحساسی آخر متنش می نویسه.
مسافر کوچولو:نرگس جونم.دانشجوی پزشکی و نزدیک به امتحان علوم پایه که دعا می کنیم به خوبی پشت سرش بذاره.بسیار خوش خنده .به واسطه متین بانو افتخار این رو داشتم که نرگس رو هم از نزدیک ببینم.طرز حرف زدن نرگس و خنده هاش من رو یاد یکی از بهترین دوستام می ندازه.نرگس هم از خاطرات و اتفاقات روزانش می نویسه.
گاهی دلم عجیب هوای تو را می کند:نمی دونم واسه شما هم پیش اومده که به بلاگی برخورد کنین که حس کنین یکی داره از احساس شما حرف می زنه و از دغدغه های شما می نویسه.ورونای عزیزم.دانشجوی داروسازی که به تازگی باهاش اشنا شدم (کاش زودتر باهاش آشنا می شدم) و حرف هاش رو با تمام وجودم درک می کنم.نمی گم به چه سبکی می نویسه و ازتون می خوام خودتون بخونیدش.
شیطنت های یک دندانپزشک:مدیسای عزیزم.دانشجوی دندانپزشکی.بسیار بسیار پرانرژی با توانایی و استعداد بالا در پیچاندن استاد : ) به سبک طنز و بیشتر از خاطرات دانشجویی می نویسند.
گفت:آنچه یافت می نمی شود آنم آرزوست:کلک شید عزیییزم.دختر پراحساس و دوست داشتنی دنیای مجازی.دانشجوی پزشکی که بیشتر از این توضیح نمی دم و باز میگم خودتون بخونیدش.
کوه و آسمان هشتم:آتس سای مهربونم.همشهری خوبم که به این که همشهریش هستم افتخار می کنم.فقط این رو بگم که آتس سا انقدر زیبا می نویسه که من هرچقدر می خونمش باز هم سیر نمی شم.
دکتر سرحال:شیوا جونم.سرحال ترین دانشجوی پزشکی.که خیلی وقته نمی نویسه کجاییییییی دکتر؟(آیکون دلتنگی)
پ.ن۱:اگه از کسی اسم نبردم فقط به خاطر اینه که خیلی باهاتون آشنا نیستم متاسفانه به این دلیل که یا من به تازگی با بلاگتون آشنا شدم و یا سبک نوشتنتون طوری بوده که امکان آشنایی بیشتر وجود نداشته و امیدوارم این کارم رو به حساب بی احترامی نذارین.
پ.ن۲:اگه با کسی شوخی کردم و یا حرفی زدم که باعث ناراحتی شدم امیدوارم من رو به بزرگی خودتون ببخشید.
پ.ن۳:بعضی از دوستان قبلا این بازی رو انجام دادن و من ۵ نفر دیگه رو که فکر می کنم دعوتم رو قبول کنن به این بازی دعوت می کنم ولی اگه کسه دیگه ای هم تو بازی شرکت کنه بی نهایت خوش حال میشم:شاید کمی ساده تر. ژوژمان.قلم انسان نما.دندانپزشک متین و مسافر کوچولو.
پ.ن۴:ما نشستیم با خودمون فکر کردیم که واقعا ستمه که من روز تولدم رو در دیار غربت تک و تنها به سر ببرم.برای همین تصمیم گرفتیم تا روز تولدمون دانشگاه را بی خیال بشیم
شایدم رفتیم و آخر هفته برگشتیم!!
پ.ن۵:الان سه ساعته به خاطر این پست پشت کامپیوترم![]()
پ.ن۶:ما هم چنان در حال اسباب کشی به خانه جدید می باشیم و امیدواریم تولد مجازیمان را در خانه مجازی جدید بگیریم.
بعدا نوشت:حتی برف شهر خودم حس دیگه ای بهم می ده.هیچ جای دنیا اینجا نمیشه!
من