نرم نرمک مي رسد اينک بهار
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک مي رسد اينک بهار
خوش بحالِ روزگار …
خوش بحالِ چشمه ها و دشتها
خوش بحالِ دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که مي خندد به ناز
خوش بحالِ جانِ لبريز از شراب
خوش بحالِ آفتاب …
فریدون مشیری
سلام
متین بانوی عزیزم بچه ها رو به بازی بهترین های سال 88 دعوت کردن که من هم با اجازه تو این پست انجامش میدم.
بهترین روز سال 88:وقتی برمیگردم به گذشته و مرور می کنم 88 رو حس خوبی بهم دست میده.سال 88 یکی از بهترین سال های زندگیم بود.پر بود از اتفاقات خوبی که باعث شد بزرگ شم!قبولی در رشته ای که آرزوی دوران کودکی و نوجوانیم بود...تجربه یه زندگی جدید دور از خانه و خانوادم که با وجود همه سختی ها و دلتنگی ها برام لذت بخش بود و باعث شد احساس استقلال کنم...آشنایی با دوستان حقیقی و مجازی جدید و این که تعدادی از این دوستان مجازی عزیزم حالا جز بهترین دوستان حقیقی زندگیم هستن...این که امسال تونستم خدا رو بهتر حس کنم و بیشتر نزدیکش شم...این که تمام سعیم رو کردم کمتر اشتباه کنم و دلی رو نشکنم...همه و همه باعث شد 88 برای همیشه تو ذهن و خاطرم موندنی بشه.
بهترین هدیه سال 88:بهترین هدیم این بود که روز تولدم رو در کنار دوستان جدیدم در شهر غربت! جشن گرفتم و با وجود این که اولین سالی بود که روز تولدم دور از خانوادم بودم ولی همین که دوستانم به یادم بودن و سعی می کردن من رو از دلتنگی در بیارن بهترین هدیه واسم بود.هرچند که تقریبا همه هدیه هایی که او روز گرفتم تکراری بود :دی
بهترین سفر سال 88:سفر نرفتیم!!
بهترین کتابی که تو سال 88 خوندم:کتاب امسال خیلی خوندم و بیشترشون خوب بودن ولی از نظر من بهترینش "روی ماه خداوند را ببوس"از مصطفی مستور بود.
بهترین دوست سال 88:بهتره بگم بهترین دوستان سال 88 دوستان مجازی بودن که حالا با بعضی هاشون تو زندگی حقیقیم در ارتباطم:منیژه عزیز و مهربونم..متین بانوی عزیزم..فاطمه مامان مهربون عسل کوچولو که امسال کنکور داره و دعا می کنم که بهترین نتیجه رو بگیری و به هدفش که قبولی در رشته دندانپزشکیه برسه.و البته دوستان مجازی خیلی خوب دیگه ای هم دارم و به وجودشون افتخار می کنم.
بهترین کاری که تو سال 88 انجام دادم:بذارین فکر کنم...چیزی یادم نمیاد..کار خوبی نکردم خوب :دی
بهترین غذایی که تو سال 88 خوردم:من تو سال 88 غذا خیلی کم خوردم!!الان فکر نکنین من تو شهر غربت بلد نیستم غذا درست کنما.هرگز!!
بهترین فیلمی سال 88:هیچی.فیلم بد و مزخرف زیاد دیدم.ولی یه سریالی که هنوز تموم نشده رو دنبال می کنم و خیلی دوسش دارم: در چشم باد.
بهترین پست سال 88:همه پستایی رو که تو ماه رمضون نوشتم رو دوست دارم.
پ.ن1:عیدتون پیش پیش مباااااااااااااااااااااااارک.
پ.ن2:من هم به نوبه خودم دعوتتون می کنم تو این یه روز باقی مونده این بازی رو انجام بدین!!
پ.ن3:تنها خاطره 88 که از به یاد آوردنش بغض می کنم انتخابات و حوادث بعدش بود.این که چقدر ذوق می کردم وقتی اتحاد و شور و شوق مردمم رو می دیدم با وجود این که خودم بینشون نبودم.این که با وجود این که نزدیک کنکور بود و به شدت درگیر بود چطور با شوق رفتم و رایم رو تو صندوق انداختم.رایی که نادیده گرفته شد!این که روز اعلام آرا نمی تونستم رو درسم تمرکز کنم و به شدت عصبی و ناراحت بودم.این که چقدر قلبم درد گرفت وقتی ظلم و بی عدالتی دیدم و دروغ شنیدم..ولی...من هنوز دلم روشنه و امیدوارم به فرداهای سبزتر و روزهای بهتر برای کشور نازنینم برای ایران سبزم...
دل نوشت:به هر احساسی که سر می بازم پر از شور می شوم نوش میکنم آب حیات عشق را انگار کمی هم میلرزم از سرما؟ از ترس ؟ از ارتفاع یا سقوط؟ از خودم؟من اینقدر کوچکم و حقیر تو اینقدر بزرگی و عظیم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 19:14 توسط تعریف نشده!
من